X
تبلیغات
رایتل
یکـــ الـــــحــــدیــــــدی
ما باید کزبر الحدید باشیم؛ مثل پاره‌هاى فولاد باشیم. ایمانمان را تقویت کنیم؛ بصیرتمان را زیاد کنیم(امام خامنه ای)

یه زمانی فرصت بود و عشق وبلاگ نویسی هم بود! همون زمان هم این وبلاگ رو به روز می کردم الان هنوز عشقش هست ول متاسفانه فرصت نیست... بدرود!!
وصیت شهدا
  • تعداد بازدیدکنندگان : 38133

ابزار و قالب وبلاگ

یکشنبه 27 تیر‌ماه سال 1389

آنچه در ادامه می آید یکی از 11 یادداشت یک اسیر عراقی است که از کتابی تحت عنوان مدال و مرخصی برگرفته شده است.وی در این یازده نوشته خود به بیان خاطراتی از دوران جنگ ایران و عراق و همچنین اسارتش در ایران می پردازد.

کلمه رمز، یا زهرا! ...

آن گاه همه چیز به پایان رسید و اوضاع دگرگون گردید. صداها با لحنها و آهنگهایی متفاوت به گوش می رسد.  صدای فریاد و آوای قلم در هم آمیخته است. باد همچون تندرهای غرّان زمستانی و سرکش، بین صخره های فرسوده ی صیقل خورده به غرش در می آید و دانه های کوچک و لطیف برف را در دل خود می برد. ضربات موجهای برفی بر روی گونه ها بسیار دردناک است. چشمها یارای مقابله با این بوران را ندارد. سرمای سوزناک، تمامی نگهبانان را به زانو در آورده است. در اوج سرما در سنگرهای گود و نمور جای سوزن انداختن پیدا نمی شود.




نوشته شده توسط : abbas ali
یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1389

آنچه در ادامه می آید یکی از 11 یادداشت یک اسیر عراقی است که از کتابی تحت عنوان مدال و مرخصی برگرفته شده است.وی در این یازده نوشته خود به بیان خاطراتی از دوران جنگ ایران و عراق و همچنین اسارتش در ایران می پردازد.

۳.امدادهای غیبی

امداد غیبی به مفهوم واقعی عبارت است از دستگیری خداوند بزرگ از بندگان با اخلاص خود توسط عوامل غیبی در آسمانها و زمین بدون آگاهی انسانها. یعنی همان سدهای مستحکم و مقاومی که انقلاب اسلامی را در گذشته و حال از جریانات مخرب و ویرانگر مصون نگه داشت؛ و من در جریان چنین موقعیتهایی قرار داشتم




نوشته شده توسط : abbas ali
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389

آنچه در ادامه می آید یکی از 11 یادداشت یک اسیر عراقی است که از کتابی تحت عنوان مدال و مرخصی برگرفته شده است.وی در این یازده نوشته خود به بیان خاطراتی از دوران جنگ ایران و عراق و همچنین اسارتش در ایران می پردازد.

۲.میدان مین

در یکی از روزهای ماه ژوییه 1983 ستون نیروهای ما بر روی بلندیها و قله های سر به فلک کشیده حاج عمران، که دارای اهمیت سوق الجیشی فراوانی بود و رفت و آمد در آنها به سختی صورت می گرفت، مستقر شد. از این سمت، به طور شبانه روزی حمله های سخت و غافلگیرانه ای از سوی نیروهای صدامی و نیروهای ایرانی برای تصرف قله «گردکو» صورت می گرفت. نقل و انتقال در چنین مواضعی معمولاً هنگام تاریکی شب صورت می گرفت. تا آن روز صبح، ما از اهمیت فوق العاده این منطقه بی خبر بودیم.




نوشته شده توسط : abbas ali
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1389

آنچه در ادامه می آید یکی از 11 یادداشت یک اسیر عراقی است که از کتابی تحت عنوان مدال و مرخصی برگرفته شده است.وی در این یازده نوشته خود به بیان خاطراتی از دوران جنگ ایران و عراق و همچنین اسارتش در ایران می پردازد.

1.شهید اتکا          

قوطیهای «اتکا» محتوی غذای لذید ایرانی که مجانی و یا به عنوان هدیه ای از سوی «سازمان اتکا ایران» و یا هر مؤسسه دیگر به دست ما می رسید، به صورت بخشی از سلاحهای جنگی درآمده بود. این قوطیها امکان داشت سر یکی از ماها را بشکافد و یا بالعکس مسیرش را گم کند و ما سر او را بشکافیم که در این صورت غذای لذیدی به دست می آوردیم.




نوشته شده توسط : abbas ali

به گزارش شیعه آنلاین، دکتر "میلر" بزرگترین مبلغ دین مسیحیت در کانادا بود. وی به تازگی مسلمان شده است. او در مورد خود می‌گوید: عاشق ریاضی هستم برای همین منطق را نیز دوست دارم. چون منطق را دوست دارم به مسائلی چون علت و معلوم اهمیت زیادی می دهم.




نوشته شده توسط : abbas ali
جمعه 11 تیر‌ماه سال 1389

 

آنچه در ادامه می آید مجموعه ای دنباله دار است از دست نوشته های شهدا

خدایا! یک عمر به نفسم ظلم کردم

تصمیم گرفته بودم اگر بتوانم ترخیصی بگیرم، چون خیالم از جانب شما ناراحت بود؛ ولی به خدا قسم تا به مسجد رسیدم و قرآن را باز کردم به ولله قسم آیه ای آمد که مضمونش این بود«آنهایی که به بهانه هایی جهاد را ترک می کنند، منافقند.» پس از شما می خواهم مدت کمی دیگر هم صبر کنید. مرگ و زندگی دست خداست. نه آنانکه از جهاد فرار کرده اند، دیرتر از موقع مردند و نه آنانی که در جهاد شرکت کردند اجلی نارس داشتند.

...آنگاه که غم بر دل شما سایه افکند، روی به درگاه حق آورید.

این مطلب را پشت خاکریز می نویسم.

خدایا! یقین و اخلاص و توکلم را زیاد کن و عشقم را به اهل بیت زیاد کن و امام هشتم را از من راضی کن.

خدایا! معبودا! دوست دارم مظلوم کشته شوم و در راهت پودر شوم و اثری از من نماند. این خواهش من! اما تو، تو هر چه خواستی انجام بده.

خدایا! راضی ام به آتش جهنم، ولی از فراق تو و دوستانم در عذابم. تو را که نشناختم، ولی دوستانم را که شناختم. خیلی عجیب بودند که وصف نمی توانم بکنم.

خدایا! پدر و مادرم خیلی بر گردن من حق دارند، ولی تو بیشتر حق داری، از تو می خواهم به آنها صبر بدهی.

خدایا! مقلد خوبی برای امام نبودم، ولی آرزو دارم که در آخرت با او محشور شوم.

خدایا! یک عمر به نفسم ظلم کردم.

خدایا! جز اینکه بگویم شرمنده ام، شرمنده ام، خجالت می کشم که حرفی بزنم و همه را به خودت واگذار می کنم.

خدایا! به این لحظه های شریف و عزیز دستم را رها نکن. دستم را بگیر و به بچه ها ملحق کن.

خدایا! به آبروی این بچه ها قسم، به آه و سوگند و به لبخندهای لبشان سوگند، ریشه رذایل اخلاقی را از دل ما بکن و مرا آنی به خودم وامگذار

). طلبه و پاسدار شهید محمدرضا احمدی زمانی)

***




نوشته شده توسط : abbas ali
یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1389

 

با استقرار نیروهای دشمن بر ساختمان فرمانداری و ساختمان‌های اطراف آن، مهاجمان کاملاً بر پل تسلط یافته، رفت و آمد، انتقال مجروحان و رساندن مهمات به بچه‌ها غیرممکن می‌شود. حتی عبور از کارون توسط قایق و بلم به سادگی میسر نیست. زیرا کارون زیر‌آتش خمپاره‌های دشمن قرار گرفته است. یک ماشین پر از مجروح قبل از رسیدن به بالای پل هدف رگبار دشمن قرار گرفته، با انفجار باک بنزین، راننده و مجروحان می‌سوزند. هم‌چنین قایقی حامل دو مجروح، دو سه نفر از خواهران و سه چهار نفر از برادران، هنگام عبور از کارون مورد اصابت خمپاره دشمن قرار می‌گیرد و چیزی از آن باقی نمی‌ماند.

فقط لحظاتی بعد آب خونین شده، قطعاتی از چادر خواهران روی آب مشاهده می‌شود.




نوشته شده توسط : abbas ali
یکشنبه 6 تیر‌ماه سال 1389

اینترنت به غیر از کاربردهای مفیدی که دارد، از نظر بعضی‌ها قاتل برخی چیزها هم هست؛ از روزنامه‌ها و نشریات زرد (نشریات Yellow Pages) گرفته تا حریم خصوصی و ارتباطات شخصی به واسطه اینترنت تغییر ساختار داده‌ و برخی حتی منسوخ شده اند. به بیان دیگر مسایل روزمره زندگی ما در اینترنت پوست ‌اندازی کرده اند.

در این گزارش 10 موردی را که در فضای مجازی اینترنت محکوم به مرگ شده و یا در حال منسوخ شدن هستند، معرفی می ‌کنیم




نوشته شده توسط : abbas ali






   1       2       3    >>